رئیس شورای سیاستگذاری مجمع روحانیون به دیدار خانواده یكی از آشوبگران بازداشتی رفت.
به دنبال بردن متهم یك پرونده قتل به سر صحنه جنایت برای توضیح ماجرا و تهیه یك مستند تلویزیونی، رسانه های ضدانقلاب مدعی شدند متهم تحت فشار غرب آزاد شده است.هامون نیوزاین رسانه ها اخیرا با انتشار چند عكس از «سكینه-م» در منزلش ادعا كردند نامبرده آزاد شده و بنابراین فشار رسانه ها و محافل غربی نتیجه داده است. حتی بالاترین به خود تبریك گفت كه بالاخره پس از یك سال تجربه شكست های زنجیره ای، اپوزیسیون توانسته به یك پیروزی برسد و حكم اعدام نامبرده را متوقف كند! این محافل البته توضیح نداده بودند این جنایتكار كه به همسر و خانواده خود خیانت كرده و ضمن برقراری روابط نامشروع، همسر خود را طی جنایتی فجیع به قتل رسانده چه نسبتی با اپوزیسیون سیاسی و فتنه سبز دارد. اما فارغ از علت این همسویی، خبرها حاكی از آن است كه حضور چند ساعته «سكینه-م» در منزلش صرفا برای تهیه یك مستند تلویزیونی بوده است. پرس تی وی گزارش داد: برخلاف هیاهوی تبلیغاتی رسانه های غربی مبنی بر این كه «سكینه-م» آزاد شده است، گروهی از تولیدكنندگان شبكه پرس تی وی با هماهنگی مقامات قضایی ایران به خانه وی رفته بودند تا گفته های وی را درباره صحنه جنایت و جزئیات قتل به تصویر كشند. برنامه سازان شبكه پرس تی وی با افراد مختلف كه به نوعی با این پرونده مرتبط بوده اند، گفت وگو كرده و قصد داشتند در برنامه «ایران تودی» به شرح موضوعات اصلی و حاشیه ای بازگفته های قتل بپردازند. سجاد اصغرزاده، پسر سكینه -م و وكیلش هوتن كیان از جمله افرادی هستند كه با تولیدكنندگان پرس تی وی در برنامه «ایران تودی» همراهی كرده اند. روز پنج شنبه (18 آذر) برخی از رسانه های غربی مدعی شدند كه سكینه آشتیانی از زندان آزاد شده است. «سكینه-م» با همدستی «عیسی-ط» در قتل ابراهیم اصغرزاده، (همسرش) شركت داشته و به اعدام محكوم شده است. یادآور می شود سایت ضدانقلابی خودنویس با اشاره به هیاهوی اخیر رسانه های ضدانقلاب بر سر پرونده «سكینه-م» تصریح كرده: پیروز واقعی پرونده جمهوری اسلامی است كه توانسته این ماجرا را تبدیل به مسئله اصلی اپوزیسیون كند و از بقیه مسائل منحرف نماید(!) برخلاف این ادعا حقیقت ماجرا این است كه جریان های ضدانقلاب پس از ناكامی از درگیری جدی و موثر با جمهوری اسلامی، تلاش كردند به كمك برخی سیاسیون مبتذل اروپایی- نظیر ساركوزی و همسر وی و نیز برلوسكونی و برخی اعضای بدنام كابینه وی- به برجسته كردن پرونده «سكینه-م» پرداخته و بدین ترتیب ماجرای شكست پروژه آشوب و كودتای مخملی را بپوشانند. کیهان |
عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس گفت: در عاشورای سال گذشته اقداماتی صورت گرفت كه قلب عزادارن امام حسین «علیهالسلام» را نه فقط شیعیان بلكه بسیاری از مسلمانان را جریحهدار، نگران و غصهدار كرد.

حجتالاسلام موسی غضنفرآبادی، نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی با اشاره به حرمتشكنی روز عاشورا در فتنه سال 88، اظهارداشت: حرمتشكنان عاشورا تحت پوشش جریانی كه مسائل مربوط به انتخابات را به وجود آورده و بر ضد نظام، انقلاب و ارزشها حرف زدند، این اقدامات زننده را انجام دادند.
وی با تأكید بر اینكه فتنهگران در سال گذشته قانون اساسی، ولایت و سخنان حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری را نادیده گرفتند، تصریحكرد: متأسفانه در این راستا پوششی ایجاد شد كه تحت لوای آن متأسفانه اقداماتی صورت گرفت كه قلب عزادارن امام حسین «علیهالسلام» را نه فقط شیعیان بلكه بسیاری از مسلمانان را جریحهدار، نگران و غصهدار كرد.
عضو كمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تأكید بر اینكه دشمن از هر فرصتی كه به دست میآورد، سوءاستفاده میكند، اضافهكرد: جریانهای خارجی در به وجود آوردن حوادث فتنه سال گذشته نقش پررنگی داشته و جریانهای داخلی را با جریانهای خارجی پیوند دادند.
وی بر همین اساس به افرادی اشاره كرد كه با اسلام و انقلاب عناد داشتند و تحت پوشش به اصطلاح اعتراض به انتخابات و دروغهایی كه خود در رابطه با مسائل انتخابات به وجود آورده بودند، جنایت روز عاشورا ایجاد كردند.
حجتالاسلام غضنفرآبادی در عین حال عاشورای 88 را به عنوان روزی دانست كه در تاریخ ملت ایران به عنوان یك حادثه تلخ و البته عبرتآموز باقی خواهد ماند، خاطرنشانكرد: ملت ایران در نهم دیماه مشت محكمی را بر دهان همه كسانی كوبید كه چشم طمع به انقلاب اسلامی ایران داشتند.
انتهای پیام/

موسوی در بخشی از یادداشت اخیر خود که بمناسبت ایام محرم نوشته شده، با اشاره به موضوع پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی، نوشته است: همین مردم رنجدیده اما پایدار، نشان دادند که خطای رهبرانشان را با ایمان به صداقت آنان بخشودنی میدانند و اعتراف به خطا نه تنها از اعتبار رهبرانشان نمیکاهد، که محبوبیتشان را در قلوب مردم بیشتر میکند. نشان دادند که دینی را که برای جنگ و صلحش منطق داشته باشد، راهنمای عمل خویش قرار داده اند...
امام در پیام سال 67 خود به حجاج، به صراحت از پذیرش قطعنامه با عنوان "نوشیدن جام زهر" یاد کرده اند.
بنیانگذار جمهوری اسلامی همچنین در منشور روحانیت خاطرنشان کردهاند: «ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کردهایم که ما برای ادای تکلیف جنگیدهایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند.»
ما نیز پیشاپیش به فتنه گران تبریک گفته و مژده می دهیم که این طرح بکرشان نه تنها هیچ هزینه ای ندارد بلکه عاملین به این طرح از غذای نذری سفره سیدالشهدا نیز بهره مند خواهند شد.
به گزارش کلمه ( اینبار استثنائا طنز بخوانید)، یکی از سایتهای فتنه که از بیانیه های بی خاصیت و پیاپی سران زن ذلیل فتنه و پشت کردن مردم به آنان خسته شده است در طرحی عجیب و به نوبه خود شاهکار از طرفدارانشان در خواست نموده است تا در روز عاشورا لباس سیاه بپوشند و با انداختن شال سبز به گردنشان، بدون هیچ شعاری یا هزینه ای در هیئات و مراسمات مذهبی حاضر شوند!
شهادت جانسوز و مظلومانه سیدالشهدا علیهالسلام و یاران باوفایش در صحرای کربلا تا اندازهای دلسوز و جان گداز است که دامنه تاثیرگذاری آن از محدوده شیعیان و مسلمانان بیرون رفته است و حتی پیروان سایر ادیان و مذاهب الهی نیز در سوگ حسینعلیهالسلام میگریند و عزاداری میکنند.
ارامنهی ساکن ایران هم هر سال در این مراسم شرکت میکنند و صدها عزادار اقلیتهاى مذهبى مسیحى و زرتشتى، زیر چادر هیأت ثارالله گرد هم میآیند و در عزادارى سالار شهیدان به سینهزنى میپردازند.
در کشور تایلند هم بوداییان مقیم این کشور، در ایام محرم مراسم "حوساخوانی" به معنای "حسین خوانی" برگزار میکنند و در رثای آزادمردی به نام حسین (ع) اشک میریزند.
دانشجویان مسیحی ایالت میشیگان آمریکا در مراسم عزاداری اباعبدالله (ع)
به همین دلیل است مردم معتقدند عزای پسر فاطمه (س)، گریه در سوگ آزادهترین فرد جهان است و تنها دیکتاتورها هستند که تاب تماشای عزاداری برای حسین (ع) را ندارند.
اما سال گذشته و در عاشورای 88، حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی که از سوی این افراد به عنوان "مردان خداجو" معرفی شدند، در راستای "اسلام رحمانی" که قرار بود آقای موسوی مروج آن باشد، دست به اقداماتی زدند که حتی بودائیان را هم شرمنده کردند.
حمله به دستهجات عزاداری و آتش زدن خیمه سالار شهیدان از جمله اقداماتی بود که توسط این افراد صورت گرفت؛ آن هم با موسیقی هلهله و کف و سوت.
مردان خداجوی آقای موسوی اینگونه به استقبال عزای سیدالشهدا (ع) رفتند




إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى یُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ یَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِیلًا(سوره النساء- 142)
منافقان با خدا نیرنگ مىكنند و حال آنكه او با آنان نیرنگ خواهد كرد و چون به نماز ایستند با كسالت برخیزند ، با مردم ریا مىكنند و خدا را جز اندكى[آن هم برای بهره برداری ]یاد نمىكنند .
تاریخ اسلام آمیخته است با سرگذشت منافقانی که با ظاهر سازی مردم را می فریفتند و خود را دیندار معرفی می کردند و در عمل بزرگ ترین ضربات بر پیکر اسلام از جانب همین افراد بود. امثال معاویه و عمروعاص و مامون در تاریخ کم نیستند .منافقانی که دم از اسلام می زدند ، برای اقداماتشان ظاهرا دلیل اسلامی می آوردند ، آیه قرآن می خواندند و مردم رامی فریفتند.منافقان دیروز و امروز اگرچه در ظاهر متفاوتند ، اما نوع عملکرد هر دو یکسان است.
امروز میرحسین موسوی این خائن به اسلام و ایران اسلامی هم در بیانیه های خود آیات قرآن را می نویسد و نام مقدس امام حسین را با دست و قلم آلوده اش می نگارد . برای اینکه خود را متدین و شیعه اهل بیت معرفی کند. در حالی دم از 22 خرداد می زنند که گویی رای 24 میلیونی مردم به دولت را ندیدند. چنان دم از تجمعات محقر خود می زنند که گویا چشم خود را برحماسه عظیم 9 دی و 22 بهمن بسته اند. چنان از مزدوران و منافقانی که روز عاشورا به جان مردم عزادار افتادند ، دم می زنند که گویی حتی تصاویری که از سایت ها و شبکه های طرفدار فتنه منتشر شد را ندیدند.چنان دم از صداقت می زنند که گویی بیانیه هایی که پر از دروغ است را خود نمی نویسند . چه دروغی از این بزرگ تر که موسوی در بیانیه آخر خود حتی شمارش آراء که توسط خود مردم انجام گرفت را هم منکر شده است.
اما مردم دروغ و دغل موسوی وامثال او را به خوبی می شناسند. آری ، سوء استفاده موسوی از آیات قرآن هم نمی تواند چهره نفاق او را پنهان کند. موسوی و کبروبی و فتنه گران لندن نشین همگی مشمول آیه شریفه ای که در بالا ذکر شد هستند. بسیار نقشه می کشند و نیرنگ می رنند اما خداوند مکرشان را به خودشان باز می گرداند و روز به روز رسوا تر می شوند.
میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس که رسانه های خارجی معاند از او بعنوان فردی انقلابی، دو آتیشه در دهه هفتاد و هشتاد میلادی رسانه از او بعنوان فردی که در سکوت بسر برده و دارای نقطه نظرات نو و شنیدنی است و شخصی اصولگرا و انقلابی معرفی می کردند، اکنون به این نتیجه رسیده اند که از آتش میرحسین موسوی آبی برای آن ها گرم نخواهد شد و از وی قطع امید کرده اند.
در برنامه موسوم به "پارازیت" با نمایش بخشی از پیام ویدئویی میرحسین موسوی که به مناسبت 16 آذرماه امسال انتشار داده باعث گردید که بعنوان مضحکه مجری برنامه او را به تمسخر گرفته و وضعیت و حال و روز کنونی او را مورد مضحکه قرار بدهند.
"مطلبی که در اینجا آورده ام یکی از پست های وبلاگ « ایران حامی » است که در سال 1386 نوشتم و بیش از 400 کامنت مختلف در خصوص این مطلب در آن وبلاگ ثبت شد. حال این نوشته را بعد از سه سال بدون هیچ کم و کاستی می آورم. فقط به خاطر جالب بودنش نه به عنوان پیش گویی. هر چند تا اینجایش درست از آب درآمده"
با هم به بهار سال 1392 می رویم.
ملل نیوز سال ۱۳۹۲ شروع شده ، مردم از مسافرتها و سیزده بدر برگشته اند ، روزنامه ها پس از ۱۵ روز تعطیلی دوباره روی دکه ها به ردیف چیده شده اند.
هشت سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد رو به اتمام است.
انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری پیش روست. گروهها در حال تدارك مقدمات برای انتخاب کاندیدای مورد نظر خود و شروع تبلیغات هستند.
موضوعاتی مانند انرژی هسته ای ، توزیع سهام عدالت ، خود كفایی در تولید بنزین ، طرح تحول اقتصادی ، افزایش صادرات ، آزاد راه شمال و یارانه ها و دهها موضوع دیگر با تمام فراز و نشیبها سالهاست كه حل شده ، بحران مسكن از تب و تاب افتاده، ولی تورم کماکان وجود دارد.
گروههای مخالف مراقب هستند كه از اقدامات مثبت دولت سخنی گفته نشود،
اصولگرایان مخالف و مسئولان حزب كارگزاران متمایل به آنها به جنب و جوش افتاده اند و پس از هشت سال در یك برنامه حساب شده ادعا می كنند كه دولت تاكنون هیچ دستاوردی نداشته است . آنها ح - ر و ع- ل و قالی... را به عنوان كاندیداهایی مورد نظر خود انتخاب نموده اند. بزرگان این حزب نسبت به گروههای دیگر به نتایج انتخابات امیدوارترند و به موفقیت خود یقین دارند.
اصلاح طلبان در این مدت سعی كرده اند شعارهای پیچیده خود را بومی سازی كنند و با چراغ خاموش حرکت کنند. آنها سعی نموده اند تمام توجهات را بر نقاط ضعف دولت متمركز نمایند. آنها بیشتر روی طرح ها و مباحث و مشكلات اقتصادی و موضوعاتی مانند تحجر و پوپولیسم و ... مانور می دهند. طرفداران آنها این تخریب های چند ساله را کاملا از حفظ شده اند.
پس از شکست کاندیدایشان در انتخابات قبل اصلاح طلبان به شدت دست به عصا می روند.
آنها برای انتخاب نامزد خود هنوز به اجماع نرسیده اند. فقط خاتمی برایشان باقی مانده است.
شكاف بین اصولگرایان عمیق شده و عده ای سعی در جمع کردن آنها را دارند ولی معلوم نیست این حرکت نتیجه بخش باشد.
سایر گروههای فرعی نیز در تكاپو هستند ...
- چند روز بیشتر به موسم انتخابات باقی نمانده است.
كارگزاران ، اصلاح طلبان ، برخی اصولگرایان و سایر گروههای همفكر و متمایل به آنها به اجبار و اقتضا برای معرفی یك كاندیدای واحد به اجماع می رسند.
گروههایی از اصولگرایان به ائتلاف می رسند و کاندیدای مشترک خود را انتخاب می كنند و عده ای دیگر نیز مجددا راه خود را جدا می کنند.
تبلیغات گروههای مخالف بسیار گسترده تر می شود و نوك پیكان تبلیغات آنها حمله به دولت است.
برجسته نمودن نقاط منفی دولت های نهم و دهم استراتژی تبلیغاتی گروههای رقیب شده است.
گروههای مخالف بعد از هشت سال تلاش و هجوم بی وقفه، به این دوره كاملا امید بسته اند.
نظر سازی های متعدد تولید می شود. در اكثر آنها محبوبیت مخالفان بالا و محبوبیت اصولگرایان متمایل به دولت در حداقل است. این نظرسنجی ها بر عده ای بی تاثیر نبوده است.
اصلاح طلبان برای بعضی دولتهای غربی پیغام می فرستند و به آنها التماس می كنند كه آشكارا و علنی از آنها اعلان حمایت نكنند.
كاندیداها و نمایندگانشان راهی سفرهای تبلیغاتی استانی می شوند.
آنها در بین حامیان و استقبال کنندگان خود وعده های فراوان می دهند.
- انتخابات برگزار می شود.
مخالفین با اختلاف اندك پیروز می شوند. جو جامعه احساسی می شود. شواهد حاكی از آن است كه دولت یازدهم با رویه ای متفاوت با دولت قبل حركت خواهد نمود. جشن و شادی در جبهه مخالفین برپاست.
هنوز چند ماه دیگر به مراسم تحلیف و تنفیذ رئیس جمهور جدید باقی مانده است.
احمدی نژاد کماکان تا پاسی از شب در پاستور مشغول است.
رایزنی ها و جنب و جوش طرفداران نامزد پیروز شروع میشود.
توافقات محرمانه اولیه برای تقسیم پست های کلیدی بین گروههای چند گانه انجام می شود.
گمانه زنی ها برای تصدی وزراتخانه ها تیتر روزنامه ها می شود.
احمدی نژاد به چند استان و منطقه محروم سر می زند.
تصمیم گرفته می شود هر كجا و هر كس كه كوچكترین تمایلی به دیدگاههای دولتمردان قبل داشته است خلع ید شده حتی اگر راننده یا آبدارچی باشد.
احمدی نژاد همچنان پیگیر امور مردم است.
- و سرانجام مراسم تحلیف و تنفیذ برگزار می گردد.
سعد آباد را دوباره آب و جارو می كنند. هواپیمای اختصاصی از آشیانه خارج می شود. پاستور تنها و افسرده می شود.
در مدت زمان كمتر از چند ماه تمام مدیران جابجا می شوند و آب هم از آب تكان نمی خورد. جواب هر مخالفت و اظهار نظر متفاوت، مشت آهنین و شانتاژ تبلیغاتی است.
تمام حركات دولتمردان قبلی به زشتی یاد می شود.
هنوز هیچ برنامه عملیاتی ارائه نشده است.
دولت جدید قبل از ارائه هر برنامه ای تمام مشكلات را به گردن دولتمردان قبل می اندازد. از ترافیك و آلودگی هوای تهران گرفته تا شوری آب قم و کاهش کوچ پرندگان به تالاب انزلی و....
برخی از مدیران رنگ عوض کرده اند و خود را هماهنگ با شعارهای جدید کرده اند.
خبرگزاری های خارجی نمی توانند خوشحالی خود را پنهان كنند.
در هفته اول، مدیر مسئولان تمام خبرگزاری ها و رسانه های دولتی عوض می شوند و كسی مخالفت و اظهار نظر نمی كند. شاید جرات نمی كنند.
در ماه اول، هیئت مدیره جدید تیم های پیروزی و استقلال مشخص می شوند.اصولگرایان جدید تعدادی از اعضای خود را برای تیم استقلال و کارگزاران و اصلاح طلبان هم مدیریت تیم پیروزی را برای اعضای خود انتخاب می کند.
در تفسیرها و تحلیل ها دوباره مردم عزیز و متمدن و دارای شعور و آگاهی سیاسی می شوند و دیگر از داستان رقص دلفینها و قصه زاغ و پنیر و ... خبری نیست.
و...
- دو سال از مراسم تحلیف می گذرد:
تورم هنوز وجود دارد.
فساد دوباره تشدید شده است.
نزاع گروه های پیروز برای تقسیم قدرت شدت گرفته است.
کار به جاههای باریک کشیده شده است و گاهی در انظار عمومی به جان هم می افتند.
مجوز دهها روزنامه و خبرگزاری جدید که با یک هئیت تحریریه اداره می شوند داده شده است.
دیگر کسی سر به سر بانکها نمی گذارد.
دولت جدید وام بلا عوض به دوستان خصوصی می دهد تا بدینوسیله دین خود را نسبت به آنها و به پاس سالها خدمات بی شائبه در زمینه خرید و فروش زمین و سکه و مسکن ادا کرده باشد.
دیگر به جز كیهان كسی جرات انتقاد كردن ندارد.
واردات دست چند نفر است اما صحبت از مافیا نیست.
دلالها مجددا اقتصاددان و یکه دار میدان اقتصادی می شوند.
دوباره اخبار اختلاس از بانکها و ... تیتر روزانه خبرگزاری ها و روزنامه ها می شود.
اعتماد به نفس اوباش بالاتر رفته و خیابانهای شهر .... شده است.
مجددا دانشگاهها جولانگاه احزاب پیروز و دانشجویان سیاهی لشکر آنها می شوند.
تولید تئوری های جدید و عموما ضد دین و فرهنگ دینی مردم رونق گرفته است.
بهره وامها به صورت دستوری محاسبه و بالا می رود.
قیمت دلار دستوری مصوب و ابلاغ می شود.
بازار کتاب ها و کلاسهای آموزش هیبنوتیزم و خواب درمانی پر رونق است.
اختلاف کارگر و کارفرما حل نشده.
كار كارشناسی كیلویی چند؟ هر چه حزب و پدر خوانده ها بگویند.
شهرام جزائری کلاس آموزش اقتصادو تجارت گذاشته است
در تبلیغات و صحبت های دیپلماتیک , دوباره اروپائیان دوست و عزیز و چاوز و کاسترو بدجنس می شوند.
لباسها شیك و سفرهای تفریحی به اروپا زنده می شود.
دیگر کسی حرفهای بزرگ نمی زند.
ولی تنهای تنها شده است.
حالا دیگه کسی درباره فلسطین چیزی نمی گوید.
اما با این وجود ایران هنوز مورد غضب رئیس جمهور ینگه دنیا و رفقایش است.
تورم در سبد هزینه خانوار هنوز خودنمایی می کند.
مردم دوباره نامحرم می شوند اما نوشتن عبارت «دانستن حق مردم است » در کنار لوگوها دوباره پیدا می شود!
سفرهای استانی مسئولین، تابستانها به شمال و زمستان هم یك سفر به جنوب می باشد.
درب اتاق مسئولین بسته می شود.
دیگر هیچ رئیس جمهوری در میان مردم محروم دیده نمی شود.
ولی آنها چه ساده و صادقانه هنوز چشم به راهند.
و....
و مردم، از شنیدن عبارتهای غریب بیزارند،
و آنها دوست دارند دوباره ذکر مانوس الهم عجل لولیک الفرج را بشنوند و رایحه ی خوش خدمت را استشمام کنند.

یكی از عناصر زمینه ساز فتنه 88، ضمن دفاع مجدد از حرمت شكنان عاشورای سال گذشته، مدعی خطای حضرت امام در دفاع مقدس شد!
میرحسین موسوی كه عناصر بهایی هتاك و منافقین دستگیر شده در حرمت شكنی عاشورای سال گذشته را مردان خداجو خوانده بود، در مقاله ای به بهانه محرم مدعی شد حرمت شكنان، عزاداران معترض بودند و سینه شان مالامال از عشق بود و حسین حسین می گفتند.
ناگفته های یک بهائی از اغتشاش در عاشورای 88
روز تاسوعا آقای«غ» به من پیام كه فردا عاشورای سبز است. روزی كه همه منتظرش هستند و آرمان شهری كه قراراست به یكباره اتفاق بیفتاد در این روز است.
|
تاکید اصلاح طلبان بر استفاده از هاشمی برای فشار به نظام |
![]() جریان اصلاحات به این نتیجه رسیده که برای بازگشت به صحنه سیاسی باید دست به دامان هاشمی رفسنجانی شوند. جریان اصلاحات اخیرا بازهم در تحلیلهای درون گروهی خود به این نتیجه رسیده که برای بازگشت به صحنه سیاسی باید دست به دامان هاشمی رفسنجانی شوند. |
بی بی سی نوشت: سایت پرس تی وی اعلام کرده یک تیم تلویزیونی همراه با خانم آشتیانی به منزل او رفته تا وی "جزئیات قتل شوهرش را در صحنه جنایت" بگوید.
پرس تی وی پیش تر تصاویری از خانم آشتیانی و فرزند او سجاد قادرزاده را در منزل خود در شهر اسکو منتشر کرده بود.
در خبر اولیه پرس تی وی صریحا اشاره ای به آزاد شدن خانم آشتیانی نشده و فقط گفته شده بود که قرار است نیمه شب جمعه به وقت محلی (۸ و ۳۰ دقیقه شب به وقت گرینویچ) برنامه ای درباره خانم آشتیانی پخش شود.
در همین حال کمیته بین المللی ضد سنگسار که در آلمان مستقر است، به خبرگزاری ها گفته بود "منابعی از ایران" خبر داده اند که آنها آزاد شده اند.
بدنبال این تصاویر و گزارش ها، بسیاری از رسانه های خارجی اعلام کردند که خانم آشتیانی آزاد شده است.
اما پرس تی وی رسانه های غربی را متهم کرده که با جنجال تبلیغاتی و انتشار اخباری مبنی بر آزادی خانم آشتیانی، بدنبال بهره برداری های سیاسی و تضعیف جمهوری اسلامی است.
برخی رسانه های خبری انگلیسی زبان گزارش کردند هوتن کیان، وکیل خانم آشتیانی و دو روزنامه نگار آلمانی که در ارتباط با این پرونده بازداشت شده بوده اند، نیز آزاد شده اند.
اما پرس تی وی اعلام کرده که پسر خانم آشتیانی و وکیل او در بین کسانی هستند که "با تیم تولید (این برنامه ویژه تلویزیونی) صحبت کرده اند."
|
|
داستان «فرقـه سـبز» و «اصـلاحطلبـان» ماجرایی است که روایتها از آن شده است. از«تقسیم کار» تا «اختلاف میان سران این دو جریان»، خبرها و تحلیلهای مختلفی ارائه شده است. اما آنچه شاید کمتر به آن پرداخته شده تلاشهای زیرکانهای است که اهداف پنهانی را نشانه گرفته و نوع نگاه اصلاحطلبان به فرقه سبز را به نمایش میگذارد. شاید در این خصوص پاسخ به پرسشهای زیر بتواند اندکی اهداف مستتر در این تلاشها را برجسته نماید. پرسشهایی همچون: 1 - نسبت اصلاحطلبان با فرقه سبز چیست؟ 2 - چه اشتراکاتی میان فرقه سبز و اصلاحطلبان وجود دارد؟ 3 - اصولاً این دو جریان چه تداخل گفتمانیای با هم دارند؟ 4 - در سپهر سیاسی – اجتماعی کشور و در نزد گروههای دوم خردادی اصالت با کدامین گروه است؟ بیگمان برای پرداختن به این پرسشها، نگاهی به گذشته و پیگیری تحولات و اقدامات تا به امروز لازم و ضروری به نظر میرسد. نقطه آغاز این روایت را شاید باید از پیش از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دنبال کرد. اصلاحطلبان که برای پایان دادن به چند دوره شکست انتخاباتی خود و احیای مجدد اصلاحات، به انتخابات دهم ریاست جمهوری چشم دوخته بودند، تلاشهای فراوانی را فراهم آورده و عده و عده تشکیلاتی – فکری خود را فعال ساخته بودند. همه چیز برای حضور سید محمد خاتمی فراهم بود اما وسوسه موسوی برای حضور در انتخابات و تأملات و تزلزلهای خاتمی موجب شد که موسوی برای حضور مصممتر شود به گونهای که وی پس از شنیدن دوگانه «یا من یا میرحسین» از سوی سید محمد خاتمی، مصمم تر از پیش و در پیامی به خاتمی تصریح کرده بود که اگر من تصمیم به حضور داشته باشم حتماً کاندیدا خواهم شد. عزم موسوی برای حضور در انتخابات گرچه به نارضایتی اصلاحطلبان درلایههای پنهان و سرانجام انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انجامید اما موجب شد تا اصلاحطلبان طی یک قمار تمهیدات و تشکیلات خود را در اختیار موسوی قرار داده و ستادهای وی را برای پیروزی شکل دهند. در حقیقت قسمت عمده تشکیلات و حامیان موسوی از سوی اصلاحطلبان تأمین شد. از دیگر سو شکست در انتخابات و ماجرای حوادث بعد از انتخابات نیز که به وقوع پیوست، اصلاحطلبان برای اینکه شکست به پای اصلاحات نوشته نشود به همراهی با موسوی در طرح تقلب در انتخابات پرداخته و در مسیر اقدامات ضدامنیتی خود برخی از نیروهای خود را در محکمه و سپس زندان مشاهده کردند. به عبارت دیگر بخشی از زندانی رفتههای برجسته این ماجراها نیز از اصلاحطلبان بودند. اما ادامه رویه رادیکال موسوی و عبور قطعی وی از نظام و انقلاب موجب شد که سران اصلاحات در یک برنامه ریزی از موسوی و کروبی زاویه گرفته و تا به امروز کجدار و مریز به پیش آیند. در حقیقت میتوان گفت تا به این جای کار الف- اصلاحطلبان بدنه اجتماعی و تشکیلاتی فرقه سبز را شکل دادند و فرقه سبز متأخر از اصلاحات بوده است. ب- طرح تقلب در انتخابات، نه به احمدینژاد، اعتراض به سیاستهای نظام و تلاش برای برانداختن گفتمان انقلابی موجود از اشتراکات و تداخل گفتمانی این دو جریان بوده است. ج- رادیکالیسم موسوی که موجب شد جبهه وی مبتنی بر لایههایی از منتقدین تا معترضین از یکدیگر تفکیک و جدا شوند و سرانجام هرکدام به خاستگاههای خود بازگردند. در این میان اما در شرایط کنونی آنچه اصلاحطلبان نسبت به فرقه سبز دنبال میکنند، چیست؟ آنچه در این خصوص قابل جمعبندی است، عبارت است از: - جداسازی بدنه خود از فرقه سبز - تلاش برای عدم ثبت فعالیتهای خود در چارچوب فعالیتهای رادیکال و ضد نظام و انقلاب این فرقه - سعی در مصادره زندانیان حوادث بعد از انتخابات برای اسطورهسازی برای اصلاحات و تأکید بر زندهبودن اصلاحات. |